ناپلئون

يه روز ناپلئون تو يه کتابخونه تو مصر قدم می زد و کتابارو نگاه می کرد.

بعد از يه مدت به مسئول کتابخونه گفت: اون کتابی رو که مسلمونا بيشتر از همه می خونن به من نشون بده. قرآن رو بهش دادن. گفت:يه مقدار از اينو برام بخونين. هنوز يه آيه تموم نشده بود که گفت بسه. ناپلئون يه روز تمام روی اون آيه فکر کرد. فردای اون روز هم همون اتفاق افتاد.

روز بعدش ناپلئون افسرهاشو جمع کرد و گفت: اگه می خواين مسلمونا رو شکست بدين لازم نيست تجهيزات نظامی به کار ببرين ؛ فقط کافيه اين کتابو ديگه نخونن.

تا حالا ما به قرآن اينجوری نگاه کرديم؟

/ 4 نظر / 22 بازدید
pasdar islam

سلام عليکم معرفی سردار اسلام شهيد ابوهنود /حظور شما مايه دلگرمی ماست.

omid

سلام. خيلی مختصر و مفيد مينويسی. عاليه. ثابت قدم و شکيبا باش.به اميد ديدار. اميد

معترض

با توجه به اين كه جشنواره وبلاگ نويسي قرآني با اعتراضات زياد وبلاگ نويسان قرآني روبرو شده است وتنها قسمتي را كه مي توانستيم با جشنواره ارتباط برقرار كنيم(منظورم قسمت نظرات وپيشنهادات سايت جشنواره است)را حذف كرده اند ما معترضين در اعتراض به داوری جشنواره وبلاگ نویسی قرآني يك وبلاگ ترتيب داده ايم كه شماهم مي توانيد به آنجا بياييد ومطالب ونظرات ما را ببينيد و هم اينكه اگر مطلبي داريد به طور مستقيم در صفحه ي اصلي وبلاگ قرار دهيد(با استفاده از يوزر نيم وپسورد داده شده در وبلاگ)چون اين يك وبلاگ گروهي است. آدرس وبلاگ:http://zolm.blogfa.com

نرگس

سلام.در روايتی آمده:که نگذاريد ديگران در عمل به قرآن بر شما پيشی گيرند.موفق باشيد و التماس دعا.